۱۳۸۷/۰۱/۱۸

نگاهی به عقاید و جریانات فکری جامعه بلوچ

چكيده مقاله: نگاهي به عقايد و جريانات فكري جامعه بلوچ
بقلم مبارک رازگو بلوچ / فروردین 1387

در جهان امروز تنوع فكري و عقيدتي، ارزش و شاخصي جهت سنجش ميزان توسعه فرهنگي، و سياسي جوامع محسوب گشته و عواملي چون توليدات فكري، فرهنگ پذيري، تاثير گذاري و سهم آن در توليدات فكري و فرهنگي جامعه بشري از مهمترين افتخارات تاريخي هر جامعه به شمار مي رود.
اما جايگاه جامعه بلوچ در اين خصوص كجاست؟ آيا ما در طول تاريخ زاينده فكر و فرهنگ بوده ايم؟ تعامل ما با عقايد و سنن ديگران چگونه بوده و خود در حفظ داشته هاي مان چگونه عمل كرده ايم؟ اكنون در كجاي جهان ايستاده ايم؟

تقسيم بندي تحليلي فرهنگ بلوچ از لحاظ بايد ها و نبايدها:

فرهنگي كه بلوچ ازقبل داشته و كاش محو مي شد مانند: چند همسري و كينه پروري (كه در تراژدي " شهداد و مهناز" ، " آدينه گنگ" منعكس شده است)

فرهنگي كه بلوچ از قبل داشته و كاش بيشتر حفظ شود مانند: مهمان نوازي و ميار جلگ (يعني حفاظت ازپناه آورنده كه حكايت " دودا و سمي و بالانچ" بر آن استوار است)، احترام به اعجاز موسيقي، كه شايد بتوان گفت يك تنه حافظ تاريخ و فرهنگ بلوچي و آبروي هويت اوست.

فرهنگي كه بلوچ از ديگران گرفته و كاش از دست بدهد: مانند تقسيم بندي طبقاتي و قومي خود، افراط در محدود كردن زن. بهتر است در مورد اين نكته آخر توضيح داده شود:
از قديم تاكنون براي بلوچ كوه نشين و دامدار يا كشاورز و روستا نشين، زن نقش عمده و گاه اصلي را در توليد اقتصادي داشته و به حد قابل توجهي در حكايات و امثال و حماسه ها ي بلوچي داراي نقش برجسته مي باشد. به مرور كه از عمق تاريخ فاصله گرفته و نزديكتر مي شويم مشاهده مي شود تحت تاثير فرهنگ اشرافي گري بعضي اقوام تازه وارد كه داعيه حكمراني و برتري نژادي بر اين قوم را دارند و نيز بعد تر ها با استيلاي تفكر خاصي از مذهب ، زن بدرون خانه رانده شده و حتي بجاي بردن نام او در جمع غريبه ها مذموم تلقي شده و با عناويني چون " مادر بچه ها، " لوگيگ " يا " دواريگ" به معناي تحت الفظي " آنكه در خانه است" خطاب مي شود.در همين راستا پديده هايي بنام "زنان ستري" و يا " كلاتي بانوك" ظهور مي كنند كه در اولي بنا به دلايل مذهبي و در دومي به دليل برتري طايفه اي، زن خود را مشابه راهبه هاي مسيحي تا آخر عمر خانه نشين مي كند تا نشان دهد متعلق به خانواده متشخص و برتري است.
فرهنگي كه بلوچ در آن مي لنگد و كاش از جهان بيشتر تاثير پذيرد: مانند فرهنگ انعطاف و تكثر پذيري و مدارا، فرهنگ كار گروهي، فرهنگ احترام به دانش.

هنوز كه هنوز است در جامعه فعلي يك نفر با فوق ليسانس و دكترا كه به معناي دست كم 17 اي 21 سال مطالعه و تحقيق و جهانگردي، اگر نخواهد از عوامل و قدرتهاي نفوذ ديگر استفاده كند، بايد و صم و بكم بنشيد و براي ريز و درشت موضوعات اجتماعي محلي و جهاني به دهان كدخداي ده، كارچاق كن محل و يا دست كم پيشنمازي كه 10 سال هم درس نخوانده و 200 كيلومتر آنطرفتر از روستايش را نديده، نگاه كند.
خط سير تاريخي عقايد روحاني بلوچ:
عقايد مذهبي جامعه بلوچ را مي توان دست كم در سه مرحله تاريخي باز شناسي كرد:

مرحله اول: همچون ديگر اقوام دنيا، تاريخ اعتقادات بلوچ بر پايه خرافات و اعتقاد به نيروهاي عجيب و غريب ماورايي چون جن و پري ومري و شكس(بلوچي شده همان شخص به معناي شخص ماورايي) و غيره شكل ميگيرد. مي توان اين دوران را دوره " خرافات مطلق" و به شكل مذاهب بدوي ناميد. عمده باورهاي خرافاتي روزمره مردم بلوچ باز مانده از اين دوران است.

مرحله دوم: گويا قديمي ترين ذهنيت مردم از مذهب اسلام مبتني برعرفان و تصوف بوده است. تا همين دو سه دهه قبل، " شيخ عبدالقادر گيلاني " و " شهباز قلندر" سلطان بلامنازع قلبوب بلوچها بوده و زيارت " سيون" و مراسم عرفاني " پير پتر" يا " مالد" (نوعي سماع و خلسه) هنوز از آن دوران باقي است.

وجه مشترك تاريخي بلوچها با تشيع فارس و يا پاكستاني، اعتقاد شديد آنان به زيارت اهل قبور به ويژه سادات و عرفا بوده است كه هنوز هم و لو با شدت كمتر ادامه دارد. زيارت اهل قبور در اعياد بهمراه گلاب و ريحان و نيز مراسم " عيد مردگان" در شب هاي 27 و 29 رمضان با شكلي خاص از پخت برنج و گوشت نذري يكي دو دهه است كه كه با رسوخ تفكر ديو بندي و غيره منسوخ گرديده اند.
هنوز هم مكراني هاي ساحلي كم وبيش به زيارت بزرگان مرده " چوكات" و " پيرسهراب" و صالحان زنده " پارگ " و " پليري" مي روند و مثالهاي از اين دست بسيار است.

از لحاظ فرهنگي نيز در اين دوران درسخوانده هاي محلي بنام " ملا" كه گاها براي تحصيل به بغداد نيز مي رفته اند به ترويج دين و سواد در منطقه مشغول بوده و با اشعار خود تاريخ، حكايات و امثال و بعبارتي فولكلور بلوچي را سرو سامان داده اند.
مذاهب ديگري از جمله " ذكري" و " كوجا" نيز در اين دوران وجود داشته كه بعدها در مرحله سوم بسياري از پيروان گروه اول مذهب اهل سنت و گروه دوم مذهب تشيع را اختيار نمودند. تاجران هندي ساكن منطقه " گوور" و " سيك" نيز با آزادي كامل داراي مذهب خود بوده اند كه عده آنان هم اكنون كاهش يافته است.

مرحله سوم: با گسترش حوزه فعاليت مدارس مذهبي " ديو بند" و شعب پاكستاني آن در بلوچستان بصورتي انقلابي و سريع تفكر شريعت محور بر تفكر طريقت محور از اسلام پيروز گشته و سيل مولوي هاي جوان براي مبارزه با هر چه كه با اين تفكر در تضاد بود به سمت شهر ها و روستا ها ي بلوچستان روان گرديد. اين جريان هم اكنون وجه غالب جريانات و اجتماعي و اخيرا سياسي جامعه بلوچستان در آمده است.

خواستگاه هاي چهار گانه نيرو هاي فكري و اجتماعي جامعه معاصر بلوچستان:

1- جريانات مذهبي كه كانون توجه آنان مظاهر و ظواهر شريعت، اكثرا با قرائت ديو بندي بوده و دغدغه عملي شان گسترش مساجد و مدارس ديني مي باشد.

2- تحصيلكردگان دانشگاهي كه عملا شكل مستقلي به خود نگرفته به محض ورود در اجتماع، در بدنه سنتي موجود محو شده و در قالب يكي از ديگر جريانات مورد اشاره ادامه فعاليت داده، يا اينكه زندگي خصوصي رابه عرصه هاي اجتماعي ترجيح مي دهند.
3- محافظه كاران: متنفذين سنتي و طوايف مدعي برتري كه وضع موجود را براي خود مناسب تر دانسته و لذا عملا در حفظ و ترويج آن مي كوشند. آنان هرچند در ظاهر امر ممكن است مذهبي بودن و يا داشتن تحصيلات دانشگاهي را نيز جزء افتخارات خود به شمار آورند، اما دغدغه اصلي شان سيادت سنتي بر اين قوم مي باشد.

4- جريانات قوم گرايانه كه ماهيتا به دو دسته هنري و سياسي قابل تفكيك مي باشند. گروه هنري احياء زبان و ادب بلوچي را مقدم بر هر فعاليتي دانسته و به مسائل اجتماعي، اقتصادي و سياسي چندان روي خوش نشان نمي دهند. افراد سياسي نيز با بي توجهي به نقد از درون، انتقادات را بيشتر به خارج از جامعه بلوچ وارد مي دانند.

بطور خلاصه مي توان گفت در حال حاضر بسياري از مظاهر فرهنگي همچون انواع رسومات محلي، موسيقي و غيره بدليل در تضاد بودن با قرائت خاص جريان مذهبي غالب و دلايلي ديگر از بين رفته و يا تضعيف شده اند. هرچند فعاليت هاي گروههاي هنري قومي، فطرت فرهنگ طلب عامه و گاها حمايت هاي دولتي باعث حفظ و تقويت آنان شده است. جريان تحصيلكردگان نيز عملا منفعل و پيرو سيستم هاي سنتي مي باشد كه در صورت داشتن شكل منسجم و مستقل و با توجه به روحيه متعادل و پوياي ذاتي خود مي توانست در پيشرفت فكري جامعه موثر تر عمل نمايد.
مبارک رازگو بلوچ

۲ نظر:

فیض گفت...

سلام دوست عزیز .
از این که لطف کردید و به ما افتخار دادید ممنونم .
من هم لینکتان کردم .
باز هم به ما سر بزنید .
موفق باشید

شستونی گفت...

با درود و سلام
از نوشته های راز گویانه کودک درونت بهره می برم. قلمت همیشه شیوا و عاری از دغدغه های بزرگترها باد.
از اینکه به بلوچی نام و نشان لطف کرده اید سپاسگزارم و من نیز شما را به فهرست پیوندهایم افزودم.
بلوچی نام و نشان

غروب کاجو (هیت قصرقند)

غروب کاجو (هیت قصرقند)