۱۳۸۷/۰۲/۱۴

پاسخی به یک نقد: تقصیر خداپرستان

ما گفته بودیم:

شاید همه خدا پرستان مقصرباشند، چون یا شریر تر از شیطانند پشت این نقاب، یا آنقدر بی غیرت که خدا را ملعبه شیطان پرستان می بینند و بی تفاوتند!راستی اگر چند نفر مسلمان شرور و ظالم قول بدهند منصف و با اخلاق شوند به شرط بی ایمانی، آیا یک ضرر اتفاق می افتد یا سود؟
اگر چند ظالم و بد طینت، بی ترک عادت کلمه بخوانند چه؟ رازگو بلوچ اردیبهشت 1387



ناشناس گفت...
خودت دنبال چه هستی ؟خدا هدف مشخص کرده وان یک چیز است عبادت وفقط عبادتت زیرا علم مدرک ساختمان فرهنگ عشق لذت قدرت ملت ....زوال پذیراست اگر با خودت مشکل داری چه کاری با خداپرستان داری یک زمانی منهم مثل توبودم ولی بعدا فهمیدم مشکل خودم است وگرنه عادت تو همین شده که خودت ببینی بقیه را کم بینید.
3/5/08 15:22

حال در پاسخ به نظر این دوست عزیز می گوئیم:
اولا از حسن توجه شما ممنونم و اظهار نظر تان را حتی اگر در نهایت تندی و گزندگی هم می بود به دیده منت می گذارم. با بخشی از فرمایش تان به ویژه در زوال پذیری آنچه که بر شمرده اید کاملا با شما هم عقیده ام.
ثانیا ازقسمت دوم حرفتان چیزی دستگیرم نشد. اما تصدیق می فرمائید کسی را ندیده و نشناخته, مشکل دار و خود بین خطاب کردن با مصادیقی از عبادت چون پرهیز از سوء ظن و تهمت و رعایت حسن خلق در تضاد است. اما معلوم است که نیت خیر دارید و دغدغه خوبی ها, پس باکی نیست.

تا آنجا فهمیدم که می فرمائید هدف انسان فقط عبادت باید باشد. درست, اما عبادت بخودی خود فقط یک عبارت و یک مفهوم است. این مصداق ها هستند که تعیین می کنند عبادت چیست. درذهن بعضی ها مفهوم وسیع و عمیق "عبادت" در حد مفهوم ساده و سطحی" مناسک عبادی" تقلیل پیدا کرده و یا به تعبیر و خواسته هر دسته ای تغییر مفهوم داده است.
بعبارتی آنها تعداد رکعات و سوره های خوانده شده را مبنای عبودیت می دانند (حقوق الله). اما حقوق العباد مقوله مهمتری است که اکثر افراد کم و بیش در آن می لنگند. تزکیه نیزعمیق ترین شکل عبادت است که متاسفانه عابد ترین, عالم ترین و بعبارتی مذهبی ترین افراد هم به شدت در آن ضعف دارند.

گاهی اوقات فساد و سرکوب انسان های بی گناه را عبادت می خوانند: می دانید که شمر ذی الجوشن حافظ قران و بقول امروزی یک عالم قرانی بوده است و قتل حسین را عین عبادت و خدمت به دین می پنداشته است (چرا که به تعبیر زمان, او بر خلیفه مسلمین خروج نموده است). می دانید که خوارج عابد ترین مسلمانان روز گار خود بوده اند. می دانید که عبادت ظاهری حتی در زمان ظالم ترین خلفای عباسی و اموی تعطیل هم نشده و بسیاری از آنان در کنارظلم و فساد خود امام جماعت مسلمین نیز بوده اند. می دانید که بعضی از تشیع دو آتشه در ایران تضییع حقوق اقلیت اهل سنت را عین عبادت و پاسداری از حریم اسلام دانسته و در مقابل نیز گویا (اگر درست باشد) وهابیون قتل آنان را عین عبادت می دانند. گاه ساختن و آراستن حسینیه و زیارنگاه و حتی مسجد برای هر کدام شیعه و یا سنی, به جای آنکه به نیت فراهم کردن اماکن انس با خدا و تبلیغ انسانیت باشد, به منظور فرو نشاندن غریزه های جاه طلبی و تظاهر و رقابت و بسط حوزه نفوذ و قدرت انجام می شود. گاه یزید زمانه همان هایی شده اند که فریاد کنان یا حسین می گویند تا گلوی من سنی از همه چیز بی خبر را بفشارند. ندیدید طالبانی که به نام عبادت و بندگی خدا زن ها را در خانه زندانی نمود و به عنوان بت شکنی! تلویزیون ها ی مدرن و نقوش و آثارباستانی بشری را درهم شکست. نمی دانست که بت امروز افغانستان جهل و تعصب و خشونتی است که قوم پختون را اسیر خود کرده است.

بگوئید آیا ترکاندن خود و صدها بی گناه بی خبر در مترو ها ی تنگ و تاریک و خیابانهای شلوغ به عنوان عبادت و رسیدن به وصال دوست انجام نمی شود؟

عارف اولای بشر, منصور حلاج را اوباشان از روی شرارت به دار آویختند یا عابدان و عالمان مذهبی برای شرع و تعبد؟ ابن سینا و دیگر فرهیختگان را جاهلان کوچه بازار تکفیر کردند یا صاحبان کرسی های علم و زهد؟
اما در جامعه کوچک خودمان:
دخترکی را که هنوز ده بهار ندیده از نوجوانی کردن و رشد تحصیل محروم و بدلیل فقر و یا جهل والدین به بهانه نکاح شرعی تا آخر عمر اسیر چار دیواری خانه کردن و کنار دست چند پیرهووی دیگر نشاندن از دید شما گناه نیست؟ آیا عبادت آن نیست که به جایش باید هزینه کرد و همان دخترک را به مدرسه فرستاد و به عقد جوانی دانشجو و یا طلبه که مشکل مالی داشت در آورد؟

آیا مثلا برای جامعه عقب افتاده و مشکل دار بلوچ این ظلم و تحمیل رکود نیست که میان آنهمه انسان درسخوانده و اهل فکر, فقط یک نفر عنان ریز و درشت اجتماع را بدست گرفته و حاضر نباشد هیچ کس و یا هیچ فکری مخالف خود را در عرصه ببیند و حتی در رای گیری های انتخاباتی هم با چاشنی فتوی اعمال سلطه نماید؟

کبر و غرور از بزرگترین گناهان و کشتن آن از خداپسندانه ترین حسنات است. آیا کم دیده اید اهل علم و عبادتی که خود را یکی در دانه خدا و بشر می پندارند؟ کمی غور کنید! چقدر خود را از دیگران کوچک تر و افتاده تر می پندارید؟ آیا حتی گاه همین افتادگی هم وسیله ای نشده است برای اظهار فضل و غرور بیشتر؟ این است که می گوئیم دل خوش مدار به خدا پرستی ات که تا خلق راضی نکنی به صدق, هر چه عبادت کنی حواله شیطانش می کنند.
و اما بحث غیرت و بی غیرتی خداپرستان, آنگاه است که ببینند دیگران به نام دین چنین و چنان می کنند, خود سر در برف فرو برده و به این بسنده می کنند که خود قاطی ماجرا نبوده و گناهی بر آنان نیست. بگوئید در آن صورت چه کسی حافظ دین خواهد ماند که تا شایسته تهمت بی دینان نگردد؟
رازگو بلوچ – اردیبهشت 1387

۲ نظر:

ناشناس گفت...

ببین مبارک حرف قشنگ می زنی واقیت تلخی است که می دانی-منظور من از منیت افراد بود نه شخصیت شما شاید ادبیات ش مناسب نبود -ولی حقوق الله به همان سادگی تو میگی هم نیست ونماز وقران به همان سادگی نیست گیرم شمر قران خواند وحسین شهید کرد ایا قران خواندن وحفظ کردن تاابد بد شمرده شودیا چون خوارج نماز خواندن بر علی (ع)خارج شدندنماز بد شد خیر -عبادت همراه با تقوا است شاه بیت حرف شما که گم شده تقواست که امروز گمرنگ شده وگرنه صورت وسیرت باید رعایت گردد موفق باشی !

ایوب گفت...

با سلام
اقای رازگو باعرض معذرت وقتی انسان بد بین باشه به هرچیز که نگاه بکنه فقط بدیهاشو میبینه مسلما به تاریخ هم که نگاه بکنه فقط بدیهای تاریخ رو میبینه درصورتی که تاریخ اسلام پر از خوبیهایست که نذیرش در دنیا دیده نشده ونمیشود واین که فلانی وفلان گروه فلان کردند ربطی به اسلام نداره شاید خیلی ها از اسلام برداشت غلط بکنند ما وقتی میگیم عبادت منظورمون تمام جنبه های عبادته ما دین اسلام رو یک دین(برنامه)کامل برای تمام جنبه های زندگی میدونیم.شخصی واجتماعی اخلاقی ومعاملاتی مادی ومعنوی وبرنامه ای کامل برای سعادت بشر در دنیا واخرت عبادت یعنی انجام دادن هر کاری مطابق بادستور خداوندوطریقه رسولش ص
پس بهتره که هر کس کوشش کنه عبد بهتری برای اربابش باشد نه دنبال بدیهای دیگران بیفته
شما میتونی مطالبی بنویسی که این قوم رو تشویق کنه به این که فقط بندگی الله رو بکنند نه بندگی بنده های اونو

غروب کاجو (هیت قصرقند)

غروب کاجو (هیت قصرقند)